چهارشنبه 9 تیر 1400
 » متن سخنرانی - مدیریت جهادی و مشارکت - جشن میلاد امام رضا (ع)
یا رفیق
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: مدیریت جهادی و مشارکت
تاریخ: 1400/04/01

عناوین اصلی سخنرانی:
» برترین صفت امام
» نقش جهاد در زندگی امام و مردم
» نقش جهاد در سیستم مدیریتی حاکم در کشور
» مشکل اصلی سبک زندگی مدیران ماست
» تحلیلی از میزان مشارکت مردمی در انتخابات 1400
» پیام مردم در انتخابات 1400 چه بود؟
» برای جبران کاهش مشارکت مردمی چه باید کرد؟


» برترین صفت امام
در فراز اول زیارت امین‌الله که یکی از معدود زیارت‌هایی است که با سندهای مختلف تأیید شده در باب همه اهل‌بیت‌(ع) قرائت بشود؛ وقتی که می‌خواهد امام را معرفی کند اولین نکته‌ای که راجع‌به امام می‌فرمایند و صفتی که به‌عنوان صفت برتر برای امام نام برده می‌شود امین‌الله است «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ» اول می‌گوید که باید امین باشد، دوم می‌گوید «وَحُجَّتَهُ علی عِبادِهِ» باید حجت باشد. یعنی دو خصوصیت داشته باشد: ۱- امین باشد ۲- قابلیت این را داشته باشد که وقتی مردم به او نگاه می‌کنند بتوانند سبک زندگی را از او تقلید کنند. بعد از این دو قطعه به امام معصوم سلام  می‌دهد «السلام علیک یا علی‌بن‌موسی‌الرضا»  از آن دو صفت که وارد شدی و امام را شناختی، اولین خصوصیت رفتاری که از امام معرفی می‌شود که برترین است «أَشْهَدُ أَنَّكَ جاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ» یعنی اولین خصوصیت که برای امام برمی‌شمارند این است که جهادی باشد و این مخصوص امام است.

» نقش جهاد در زندگی امام و مردم

امام یعنی پیشرو، کسی که قبله است، حاکم است برای کسی که می‌خواهد الگو بگیرد. بله عموم مردم احتمالاً راجع‌به این مدل زندگی مشکل دارند که جهادی زندگی کنند و فلان. نه؛ عموم مردم ممکن است در زندگی‌شان ایامی را بیایند جهادی کار کنند؛ ولی «جاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ» یعنی سبک و مدل زندگی‌اش جهادی باشد، توصیه کردنش به عموم مردم  اشتباه است، مردم قبول نمی‌کنند. این در حقیقت سبک زندگی حاکمان است. امامان و کسانی که در ادامه امامان می‌خواهند زندگی کنند. پس مهم‌ترین رفتار یک امام و یک حاکم باید جهادی‌بودن باشد. یکی از کلماتی که چند سالی است دوباره در نظام اسلامی احیا شده است تحت‌عنوان آدم‌های جهادی، گروه‌های جهادی که به همین NGOها و مردم برمی‌گردد که ایامی از سال‌شان را کار جهادی می‌کنند. دومین مسئله که دوسه‌سال است آقا دارد تأکید جدی‌تر می‌کند «مدیریت جهادی» است، به‌عنوان سبکی از مدیریت. که اصلاً این سبک از مدیریت به‌نظر من حتماً باید واحد دانشگاهی بشود. یعنی بگوید خصوصیات این آدم چیست، بعد سبک‌ زندگی‌اش باید چه باشد بعد رفتار جهادی‌اش. یعنی یک آدم با خصوصیات خاص و یک سبک زندگی خاص می‌تواند جهادی باشد وگرنه اگر کسی سبک زندگی‌اش سبک زندگی معمولی باشد و جهادی هم کار کند، می‌شود همین گروه‌های جهادی، دیگر مدیرجهادی نمی‌شود. و بعضی از صفاتی که در مدیر جهادی است صفاتی است که در سال۵۸، ۵۹ امام برای مسئولین جمهوری اسلامی ردیف و لیست کردند که باید این‌جوری باشد؛ خصوصیات مربوط به خودش.

» نقش جهاد در سیستم مدیریتی حاکم در کشور

این یکی‌دوجلسه را ما مجبور شدیم که راجع‌به بحث انتخابات صحبت کنیم و به هر حال آن سبقه و رنگ‌و‌بوی اخلاقی‌اعتقادی بحث کمی پایین آمد، این جلسه هم مجبوریم این کار را انجام دهیم و آن هم بحث این است که بالأخره انتخابات اتفاق افتاد و مِن‌بعد بنا است براساس مدیریت جهادی هم کار شود. برادران و خواهران یک گروه داریم که آن را اقای‌هاشمی‌رفسنجانی اختراع و تأسیس کرده است به نام «کارگزاران سازندگی» همه هم می‌شناسید. زمان آقای‌هاشمی که این‌ها مسئولین جمهوری اسلامی بودند؛ زمان آقای‌خاتمی هم این‌ها مسئولین جمهوری اسلامی بودند؛ زمان آقای‌احمدی‌نژاد هم این‌ها مسئولین جمهوری اسلامی بودند که از سی‌هزارتا دوسه‌تاشان را آقای‌احمدی‌نژاد زد؛ زمان آقای‌روحانی هم این‌ها مسئولین جمهوری اسلامی بودند! و تنها چیزی که به آن‌ها نمی‌‌آید مدیریت جهادی است.

مدیریت این مدلی که آقای‌هاشمی در نظام اسلامی بنا نهاد و من نمی‌دانم خداوند در قیامت چه رفتاری با ایشان می‌کند مبتنی است بر:
۱_ پرستیژ مدیریت
۲_ اشرافی‌گری
۳_ تجمل‌گرایی
۴_ سیستم اخلاقی‌رفتاری لیبرالی (یک مکتب است)
بعد هر رئیس‌جمهوری می‌آید این‌ها مثل گربه مرتضی‌علی، اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب بیاید چهار پایه زمین می‌آیند برای اینکه آقای‌رفسنجانی جوری این‌ها را بر قله‌های اقتصادی‌اجتماعی چیده است که این‌ها دولت‌اند، رئیس‌جمهور یا باید با این‌ها راه بیاید یا تأثیرات حداقلی بگذارد. حداقلی! نتیجه این داستان هم همین است که شما الآن می‌بینید. که شاید مثلاً از بعد از آقای‌رفسنجانی که رئیس‌جمهور بود تا الآن، آقای‌رئیسی از همه ترازتر است. یعنی با آن آرمان‌هایی که امام برایشان انقلاب کرد و آقا ادامه داد، ایشان ترازتر است به شرطهاوشروطه‌ها.

یکی این است که مدیریت جهادی با این آدم‌های موجود -من جمله را می‌گویم شما فعلش را بگویید، هر چه شما بگویید من همین الآن نادید قبول می‌کنم- مدیریت جهادی با این مدیران موجود پرورش‌یافته طی سی‌چهل‌سال امکان ندارد. امکان ندارد! امکان وقوع نیست! اصلاً محال عقلی است! آقای‌رئیسی شما می‌توانید از تیغ بگذارید و همه را از دم بزنید و یک سیستم جهادی بیاورید؟ یعنی ما می‌توانیم از روزهای بعد امیدوار باشیم که استاندار ما، وزیرمان، معاون‌وزیرمان -می‌خواهند جهادی بشوند دیگر- وزرای‌مان، آن‌هایی که حمایت می‌کنند، شرکت‌های دولتی‌مان، این‌ها دیگر کاخ ندارند، ویلا ندارند، حقوق نجومی نمی‌گیرند، از جنس خود ما مردم هستند، بعضی‌وقت‌ها صف می‌ایستند و... .

آقای‌رئیسی ما می‌توانیم این احتمال را بدهیم؟ اگر می‌توانیم احتمال بدهیم، خوشحالیم. بعد از سی‌چهل‌سال خوشحالیم! وگرنه با این سبک زندگی حاکم بر مدیران جمهوری اسلامی کار جهادی اصلاً امکان ندارد. یعنی فرض می‌کنیم شما می‌خواهید جهاد سازندگی را تخریب کنید، داشت خوب کار می‌کرد دیگر، در جنگ هم خوب کار کرد؛ تبدیلش کردید به وزارت جهاد، در قالب مدیریت آمد، امروز این شده که می‌بینیم. الآن گروه‌های جهادی و NGOهای ما را جمع کنید به‌دست وزارت جهاد سازندگی بدهید بعد از پنج سال به تو مدیر جهادی تحویل نمی‌دهد، مدیر متمول خوش‌خور خوش‌پوش آن‌ور آب جزیره‌دار تحویل می‌دهند. سیستم این مدلی است. آقای‌رئیسی می‌توانید این را متحول کنید؟ ما خوشحالیم. می‌توانید تأثیر بگذارید در یک پروژه ده‌ساله، ده سال دیگر ما مُرده، مَردُم زنده، مَردُم طعم مدیریت رجایی را بچشند؟ ما باز هم خوشحالیم. ولازمه انجام این برنامه چیست؟ لازمه‌اش این است که کسانی که تا الآن بوده‌اند را کلاً مرخصی بفرستید. وگرنه اصلاً‌‌ امکان ندارد.

» مشکل اصلی سبک زندگی مدیران ماست
اولین و مهم‌ترین گزینه‌ای که امام(ره) اول انقلاب گفت و آقا با همین مشی دارد زندگی می‌کند که سبک زندگی مدیران جمهوری اسلامی باید عوض بشود. وگرنه  اصلاً‌‌ نمی‌شود. از این مدل زندگی سبکِ کار جهادی در نمی‌آید. مدل مشکل دارد. در جای خودش می‌گوییم. فعلاً بحث ما راجع‌به همین اولِ کار بود. دعوای اول به از صلح آخر. اگر قرار است همان راستِ سنتی و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب‌های سابق که سبک زندگی‌شان کارگزارانی و هاشمی‌رفسنجانی‌ شده است ادامه بدهند، آقای‌رئیسی با این‌ها نمی‌توانید. جوان جهادی انقلابی، بیا بگرد پیدا کن من قسم می‌خورم از آن مدیری که پانزده سال سابقه دارد بهتر کار می‌کند، او هم بیاید مشاوره بدهد. آن‌ها را از کاخ‌ها بیرون بکش، حقوق‌های نجومی را قطع کن، جزیره‌های آن‌ور آب‌شان را حذف کن. وگرنه با حقوق چهل، پنجاه، شصت، هفتاد، صد و پنجاه میلیون تومان همه عاشق خدمت‌اند. بعد ببین کی عاشق خدمت است؟! نیست! کارهای دولتی را به همین گروه‌های جهادی واگذار کن. کارهای دولتی را دست بخش خصوصی بده. چرا دولت باید تاوانش را بدهد؟! چرا از بیت‌المال باید حقوق برود؟! و شرکت‌های دولتی و نیمه‌دولتی.

ادعایی که آقای‌احمدی‌نژاد در یکی‌دوسال اول ریاست‌جمهوری‌اش داشت؛ ولی یک سری اسم در جیبش داشت که هشت سال هم در جیبش ماند، تمام شد، نه گفت، نه می‌گوید و نه خواهد گفت. ایشان هم قسمتی از پازل بازی شد. آقای‌رئیسی می‌خواهد زیر میز بزند. زیر میز که همتی هم می‌گوید می‌خواهم بزنم. اگر می‌خواهید زیر میز بزنید باید زیر سبک زندگی بزنید. ما در مدیران مشکل سبک زندگی داریم. مشکل اصلی مردم الآن این است که چرا این‌قدر همه چیز مسئولین با ما فرق می‌کند؟ دختر چادری محجبه‌اش هم قیمت چادرش بیست برابر چادر این دختر جلسه ماست. کلاس قرآنی هم که بچه‌ات دارد می‌رود -خوب‌هایشان را دارم می‌گویم- به‌اندازه هزینه دو سال حقوق یک کارگر است. مدیران از کجا می‌آورند؟ از سیستم کارگزارانی که آقای‌رفسنجانی بر مدیریت دولتی کشور حاکم کرد. پس این اولین نکته و شاید مهم‌ترین نکته و شاید بالاترین توقع ماست.

حالا من اندازه بضاعت خودم یک سری صحبت‌ها راجع‌به به آرمان‌گرایی و آرمان‌شهر  سال ۹۷  کرده‌ام. نه شما دوباره می‌روید بخوانید و نه کسی به آن نگاه می‌کند. من هم حال‌و‌حوصله تکرار را ندارم. شاید هم خیلی سطح پایین باشد، شاید هم سطح بالا باشد اصلاً نمی‌دانم چون اصلاً کسی نخوانده است که راجع‌به به آن قضاوت کند که بگوید سطح پایین است یا سطح بالا! ما یک شهرستانی هستیم. در شیراز برای خودمان زِری داریم می‌زنیم. ان‌شاءالله در تهران متولیان عقل و فکر و فرهنگ حرف‌های این مدلی بزنند به گوش مسئولین برسانند. پس این نکته اول که اصلاً چه‌جوری می‌شود زیر این میز زد؟! و اگر این اتفاق افتاد واقعاً مردم باید بیایند حمایت کنند.

» تحلیلی از میزان مشارکت مردمی در انتخابات 1400
نکته دوم بحث مشارکت است. یک پیش‌فرض غلط این است که مردم به‌خاطر معیشت مشارکت نکردند. بله آقا به‌خاطر معیشت خدا روحانی و دولتش را لعنت کند کاری کرد مردم دیگر از انقلاب و نظام فاصله گرفتند. ببینید ما که مرکز آمار نداریم. مگر داریم؟ مگر کسی بررسی تخصصی می‌کند؟ حدس من راجع‌به درصد مشارکت این چیزهاست.

-    یکی اینکه بالأخره درصدی از مشارکت حالا چهار درصد، پنج درصد، دو درصد [به دلیل خرابی سیستم پایین آمد]، من خودم که دو ساعت کامل در یک صندوق خلوت در قم علاف شدم. دو ساعت کامل! آخر هم برای شورا نتوانستم رأی بدهم. خلوت! اصلاً کسی نبود. من برای اولین بار در عمرم ۷:۴۵ رفتم و تا ۹:۴۵ [منتظر ماندم] آخر هم به شورا که نتوانستم رأی بدهم. سیستم تا ساعت ده‌یازده، درصدی از مشارکت را پایین آورد.

-    ببینید مردم اگر از روحانی برای معیشت شاکی باشند می‌آیند به رقیبش رأی می‌دهند. این چه استدلالی است که شما می‌کنید که مردم از روحانی شاکی شدند بعد نیامده‌اند به رقیبش رأی بدهند! نه معیشت روی مردم فشار آورده. درصدی اصلاً دیگر امیدی به هیچ‌کس ندارند. می‌گویند سیستم مشکل دارد! روحانی باشد، رئیسی باشد، هر کس که باشد، سیستم مشکل دارد! درصدی هم این است. معیشت فشار آورده است.

-    در همه جهان درصدی از مردم اصلاً هیچ‌وقت رأی نمی‌دهند. اصلاً در این فازها نیستند. یا زندگی‌اش خیلی خوب است کاری به کار مملکت ندارد یا زندگی‌اش خیلی بد است کاری به کار مملکت ندارد. یارو که مثلاً منقل را ول نمی‌کند بیاید رأی بدهد. بدبخت در زاغه‌ای چپیده است. درصدش هم کم است که یک درصد هم این‌گونه هستند.

-    متولیان مملکت توجه کنند، درصدی از مردم عناد دارند! نه براندازها، درصدی هم می‌خواهند اصلاً‌‌ سر‌ به تن جمهوری اسلامی نباشد، عاشق همان دوره آن‌وری هستند. درصدی از مردم عناد دارند. باز من یک جلسه دو جلسه راجع‌به عناد صحبت کردم که هیچی به هیچی. نه کسی دید، نه کسی شنید. کسی نمی‌آید بگوید آقا این حرف‌هایت خیلی بی‌سوادی است نگو. حداقل یکی بیاید این را بگوید. یکی بگوید بیا راجع‌به حرف‌هایت مناظره کن. اصلاً کلاً ما انگار حرف نمی‌زنیم. درصدی از مردم عناد دارند.

-    درصدی از مردم مثل خود من فقط برای اطاعت از آقا شرکت کرده‌اند. هیچ امیدی به شرکت هم نداشتم. گفتم دل این مرد را شاد کنم. یک نفر هستم.

-    درصدی از مردمی که شرکت کردند آن‌ها هم با این سیستم مشکل دارند! با خیلی از چیزها مشکل دارند.

» پیام مردم در انتخابات 1400 چه بود؟
من یک چیز دیگر هم بگویم مشارکت‌ها را ایالتی بررسی کنید. مثلاً می‌گوید مشارکت فارس ۴۸درصد است. آن ۳۲ درصد اشتباه بود. ۳۲ تهران است. طبق معمول همیشه. همه امکانات مملکت را در حلقوم تهرانی‌ها می‌ریزند. همیشه هم از همه شاکی‌ترند. این آمار فارس است. شیراز چند درصد است؟ خود شیراز چند است؟ خود اصفهان چند است؟ خود تهران چند است؟ تازه استان تهران ۳۲ درصد است. خود تهران بین ۱۸ تا ۲۰ درصد است. قشر نجیب محرومِ شهرستانیِ همیشه پای‌کارِ انقلاب و همیشه تو‌سری‌خور که باز هم می‌آیند. کلان‌شهر‌های ما دارند مدیر برای جمهوری اسلامی پرورش می‌دهند. درصد مشارکت‌ این‌ها چند است؟! که تو مدام نشسته‌ای می‌گویی: نامردها سه درصد پایین آوردند مثلاً از پنجاه پایین‌تر آوردند. عزیزم مشکل ما دیگر ۴۸ نیست، مشکل ما ۲۰ است. درصد مشارکت خود شهرها! این‌ها هست یعنی این‌جوری نیست که کسی مخفی‌گری کند. همه می‌دانند.

یک‌دفعه قبل از انتخابات می‌بینید تنها حلقوم جمهوری اسلامی که شنیده می‌شود، یعنی صداوسیما این‌قدر می‌گوید بروید رأی بدهید که من هم  نزدیک است پشیمان شوم چراکه همه چیز را قطع می‌کند و آهنگ می‌گذارد و  بعد از انتخابات انگار‌نه‌انگار! همه دارند به هم تبریک می‌گویند! یک روز، دو روز... هنوز هم دارند تبریک می‌گویند! آقا بس است؛ برای چه تبریک می‌گویید؟ یک روز تبریک گفتید دیگر! اشکالی دارد؟ اشکالش این است که لج آن درصد بالا درمی‌آید. برای اینکه آن‌ها شرکت نکردند تا پیامی را به جمهوری اسلامی برسانند. بعد می‌بینند انگار نه انگار و همه دارند به هم تبریک می‌گویند! ملت سلحشور و ملت قهرمان... دمتان گرم!

آقا ما رأی ندادیم تا شما پیامی را بگیرید! دو روز پیش یکی از دوستانم خیلی جدی به من گفت: الان این دولت تازه روی کار آمده و وقت خوردن است، سه‌شنبه نروی چیزی بگویی و همه چیز را خراب کنی! فهمیدید منظورش چیست؟ انجوی خود را از سفره آن‌ها محروم نکنی! ببینید این داستان امروز ماست. ما می‌گوییم آقا لج مردم را در می‌آورید؛ امروز فرانسه مشارکت مردمش را ۳۲درصد زده است. نخست‌وزیرش، رئیس‌مجلس و سه‌چهار نفر دیگر توئیت زدند و گفتند: «مردم آمار شرکت شما نگران کننده است» یعنی ما پیامتان را گرفتیم! بعد در اینجا صبح تا شب همه دارند از هم تشکر می‌کنند! پیروزی غرورآفرین اصوالگرایان در فلان، پیروزی و شادمانی فلان...! آقا  صبر کن، به خدا ما از تو اصول‌گراتر و ولایی‌تر هستیم. داریم درد می‌کشیم که باز هم پیام مردم را نگرفتید!!

تازه مردمی که خیلی‌هایشان را این‌طوری که باید به خاطر خون شهید سلیمانی بروید، وظیفه شرعی است، اگر نروی جایت در جهنم است و فلان پای صندوق آوردید، باز هم شما پیام را نگرفتید؟! نه دیگر سرمان را پایین می‌اندازیم و فلان می‌کنیم. شادی مردم را خراب نکن! آقا اصلا نمی‌گیری من دارم چه می‌گویم! هیچ‌کس نمی‌گوید، همه ساکت شده‌اند و دارند از همدیگر تشکر می‌کنند. هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید! آمار فرانسه را صبح زده‌اند، نخست‌وزیرش ظهر توئیت زده است که ما از این مشارکت پایین نگران هستیم. مردم خوشحال می‌شوند، آقا گرفت! صدا و سیما سه روز است که دارد زیرنویس می‌زند و از حضور حماسی مردم تشکر می‌کند! بس کن دیگر آقا! شما به‌غیر از داد زدن چیز دیگری هم بلد هستی؟ بله بلدم. به خدا و به پیغمبر بلدم. شما در آن اتاق جنگ روانیتان چه غلطی می‌کنید؟ معلوم نیست عقل این‌ها کجا رفته است!

» برای جبران کاهش مشارکت مردمی چه باید کرد؟
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم مردم مشارکت خوب نبود، پایین بود، کلان‌شهرها افتضاح بود، تهران مرکز ام‌القرای جمهوری اسلامی افتضاح اندر افتضاح بود با این‌همه قطب فرهنگی که در آن‌جا تلمبار کرده‌اند و مدعی هستند و می‌خواهند مریخ را فتح کنند! به ما اعتماد کنید، پیام‌تان را گرفتیم، آقای رئیسی سمت این قضیه می‌آید، این شعارهایش  و این هم داستانش است، کمی مهلت بدهید قول می‌دهیم که این نگرانی شما را بر طرف کنیم. مدام زیرنویس می‌زنند: حضور حماسی و پرشور...! کمیته‌ای تعیین می‌کنیم که خارج از حاکمیت، بیت رهبری،  ریاست‌جمهوری،  قوه قضائیه و قوه مقننه باشد. کمیته‌ای از عقلا، روانشناسان، دانشمندان، علوم اجتماعی، کسانی که آمار دارند (کمیته‌های آمار) بروند بررسی کنند ببینند این درصدی که شرکت نکردند چرا شرکت نکردند؟ دغدغه‌های مردم را درصدبندی کنند، پشتش کار بگذاریم و دغدغه‌های مردم را برطرف کنیم. درصدبندی کنیم که ان‌شاءالله  دو سال دیگر آمار را در مجلس بیست درصد بالا بیاوریم، برای انتخابات ریاست‌جمهوری بعدی چشم شیطان کور ان‌شاءالله رئیسی شصت میلیون رای بیاورد. ولی یک کمیته بگذارید! من نمی‌دانم بدیهیات را با چه زبانی بگویم؟ خیلی از دوستان ما که دارند پشت تریبون‌ها این‌طرف و آن‌طرف مدام تبریک حماسه می‌گویند، بیایید ببینید در خصوصی به خود من چه می‌گویند؟ این نفاق و ترسوگری‌هایتان را بس کنید!

در خصوصی حضور مردم را مسخره می‌کنید بعد می‌روید توئیت می‌زنید؟! خجالت بکش! سفره پهن شده است می‌ترسی از کاسه لیسی محروم شوی؟ الان وقت اعتراض نیست؟! ما درد داریم! من از همه شما بیشتر رئیسی را دوست دارم. صد نفر دیگر هم اگر آمده بودند من او را دوست داشتم. درد دارم و نمی‌خواهم ببینم این هم سوخت. باید کمیته‌ای بیاید و حمایت کند. کمیته‌ای از عقلا که وام‌دار هیچ‌کس نباشد اِلّا حقیقت! از این‌طرف هم اصلاح‌طلب‌ها می‌گویند آقا این ۷۰ درصد را بروید راضی کنید! خودش باعث و بانی شده است بعد می‌گوید بروید راضی کنید! این به حساب خودش می‌زند که بله دیگر کسانی که رأی ندادند با ما هستند؛ احمدی‌نژاد به حساب خودش می‌زند که با من هستند و رأی ندادند؛ چون تو هیچ آماری در نمی‌آوری دیگر؛ رضا پهلوی هم به حساب خودش می‌زند که بله کسانی که رأی ندادند با ما هستند؛ همه به حساب خودشان می‌زنند! هر ننه قمری در هر جای جهان! تازه من هم می‌خواستم به حساب خودم بزنم؛ من اگر حمایت کرده بودم هفتاد درصد هم رأی می‌دادند، من متاسفانه در انتخاب ریاست‌جمهوری وارد مصادیق نشدم! حالا که خرتوخر هست چرا من مدعی نشوم که آن‌ها با من هستند؟

نقاط امید چیست؟ اول اینکه احساس من این است که مقبولیت و محبوبیت آقای رئیسی از رأیی که آورده است بیشتر است، به دلایل مختلف! حدس است دیگر، کمیته‌ای بگذارید تا بررسی کنند چرا آقای رئیسی که رأی آورد هیچ‌کس اعتراض نکرد؟ کسانی که شما تحت عنوان اساتید جنگ روانی معرفی می‌کنید یا اصلا استاد نیستند و یا دوسه نفر از آن‌ها را که من می‌شناسم در خصوصی به ما یک چیز می‌گویند و در تریبون چیز دیگری می‌گویند! و بیشتر از این‌که نوکر حقیقت باشند نوکر پادشاه هستند. می‌خواهند چیزی بگویند که حاکمان خوششان بیاید. ما می‌گوییم تیمی بیاید و از همین فردا شروع کند. اول برود سراغ صدا و سیما و بگوید تو تریبون نظام جمهوری اسلامی هستی؛ یا نفوذی هستی و می‌دانی داری چه غلطی می‌کنی و یا نمی‌دانی داری چه غلطی می‌کنی، اصلاح کن و چهار تا آدم دانا بیاور. یا انجوی دارد چرت و پرت می‌گوید؟ بیا با او جلوی مردم مناظره کن و بگو آقا چرت و پرت نگو!

بنابراین این تیم بیاید و دلایل عدم مشارکت مردم را بررسی کند. احساس من این است که مقبولیت آقای رئیسی بالاتر از این درصدی است که رأی آورده است؛ به دلایل مختلف. دوم شروعش شروع خوبی است. من در سال اول آقای احمدی‌نژاد شخصا به خودش گفتم: آقای احمدی‌نژاد شما که با شعار انقلابی، عدالت و... آمده‌ای، ما باید مزه آن را در استان‌ها حس کنیم، دوباره همین آدم‌های سابق را روی سر ما نگذاری! گذاشت! همان‌ها را گذاشت. این گربه‌های مرتضی علی‌ها! گفتیم این‌جوری کار کن. الان هم منتظریم ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟ خوشحال می‌شویم کابینه‌ای روپا و به قول آقا تازه نفس ببینیم. کابینه‌ای انقلابی و با سبک زندگی جهادی. سبک زندگی اگر این‌طور نباشد مدیریت فایده‌ای ندارد. اصلا نمی‌شود و امکان ندارد.

راه‌حل‌هایی که داریم:
این کمیته باید تشکیل شود، بعد چه کار کند؟ عمل‌کردهایی که آقای رئیسی باید مبنا قرار بدهد مثل رفع تبعیض، گرفتن رانت‌ها و... که مردم هم ببینند. مردم؛ این وزارت‌خانه‌ها یک بحث است و شرکت‌های دولتی و ‌نیمه‌دولتی بحث دیگری است؛ اصل بودجه مملکت دارد آن‌جا ریخته می‌شود. مردم ببینند چند تا مدیر برکنار شد؟ حقوق‌هایشان چند بود؟ چه کسی را به جای او گذاشتی؟ کی رفت، کی آمد؟ مردم صلاحیت‌ها را ببینند؛ نه اینکه ببینند مثلا آدم مسنی را کنار گذاشته‌اید بعد نوچه‌اش یا بچه‌اش را به جای او گذاشته‌اید که ما جوان‌گرایی می‌کنیم! قرار این نبود که! قرار بود آزمونی باشد که صلاحیت‌ها در آن مشخص شود. این را مردم ببینند. سامانه‌ای که آقای رئیسی اعلام کرد بیایید مطالبه کنید و مردم نظرشان را بگویند، خیلی خوب است؛ اگر واقعی باشد وگرنه ما خیلی از این سامانه‌ها دیده‌ایم. واقعی باشد و دیده شود.

یاد وزیر کشاورزی آقای احمدی‌نژاد افتادم زمانی که می‌خواست رأی بیاورد که ما در همین‌جا داد و بی‌داد کردیم؛ شماره موبایلش را از  تلویزیون برای کشاورزها اعلام کرد، گفت: این شماره موبایل من است. موبایل او در مدت چهل و پنج دقیقه سوخت. شبکه مخابرات آن‌جا منفجر شد! این دیگر خیلی بی‌سوادی و بیشعوری است که! مرد حسابی سیستمی بگذار که صدای مردم را بشنوی! همه ریخته‌اید در اینستاگرام دارید برای رئیسی کامنت می‌گذارید، واقعا رئیس‌جمهور وقت دارد بنشیند کامنت‌ها را بخواند؟! سیستم ارتباط با مردم، دفاتر مردمی قوی، آدم‌های مصلح سر این دفاتر لازم است. جناب آقای رئیسی شما در استان‌ها آدم‌ها را نمی‌شناسید مردم شیراز خودشان متولیان و دوستانشان را می‌شناسند مواظب باشید با مردم مشورت کنید، آدم‌هایی که عمری است به سر سفره این و آن نشستن عادت کرده‌اند، خوردند و به کس ندادند را از مردم سوال کنید.

سیستم و دفتر نظارت بازرسی قوی باید باشد که در آن نظرات مردم بیان شود. شناخت باگ‌ها که باید کاملا مشخص شود، باگ‌ها چه بوده است؟ چرا مردم به عناد رسیدند؟ یکی از بحث‌های کمیته‌ای که من گفتم باید این باشد که دلایل عناد مردم و بعد هم رفع و بررسی این عنادها که چگونه اصلاح شود و چه اتفاقاتی بیفتد را در بیاورند. و همان‌طور که دو هفته قبل گفتم خیلی خیلی کار سختی است. اگر آقای رئیسی مردم را به کار نگیرد از پس این کار بر نمی‌آید. مردم باید قلباً، با رضایت و محبت پای کار بیایند؛ قطعا می‌توانند کمک کنند. آخرین صحبت را هم بگویم چون به هر حال آدم نباید زیاد حرف بزند، حرف زیاد هم مرارت‌آور و هم ملالت‌آور است. لذا اصل همین صحبت‌هایی بود که گفتم. سعی می‌کنیم از همین کانال‌هایی که می‌شناسیم این‌ها را پیگیری کنیم. از شما هم کمک نمی‌خواهم چون هر چقدر تا الان کمک کرده‌اید دیگر بس است! کمک‌دانمان پاره شد. و ان‌شاءالله خودم از این‌طرف و آن‌طرف دارم پیگیری‌هایی می‌کنم. مشکل اینجاست که با بچه‌ها دور هم می‌نشینیم و تصمیمی می‌گیریم یکدفعه به خانه‌هایشان می‌روند.

_ آقا مگر شما نگفتید بله؟!
_ حاجی ول کن تو را خدا.
باشد! بالاخره این‌ها تاریخ است. از تاریخ مهم‌تر قیامت است. از قیامت مهم‌تر خداست. از خدا و قیامت مهم‌تر به قول مهدی سلحشور می‌گفت: شهدا برای من از خدا هم مهم‌ترند. رفقایمان هستند که جان دادند تا ما سیر صعودی به سمت اهداف انقلاب‌اسلامی ببینیم. و من بابت این قضیه خوشحال هستم ولی بابت مشارکت خیلی نگرانم. و قطعاً اگر این سیستم ادامه پیدا کند ما به نان و نوایی خواهیم رسید.