برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



پنجشنبه 12 تیر 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - اصول فسلفه دوستی - قسمت دوم - 96/02/16

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
اصول فلسفه دوستی - قسمت دوم
تاریخ : 96/02/16

عناوین اصلی سخنرانی:
» عدالت در روابط دوستانه جایگاهی ندارد
» راز عمیق¬تر شدن دوستی¬ها
» هرجا دیدید در حال ناامید شدن هستید به سراغ فضل خدا بروید
» دو ترفند شیطان برای خارج کردن انسان از صراط مستقیم
» در قاعده صفح، گناه حتی ثبت نمی¬شود
» مصافحه یعنی نادیده گرفتن ناراحتی¬هایی که میان ماست
» سنجش ایمان بر اساس میزان انسانیت
» غفر اوج  محبت خدا در بخشش انسان¬هاست
» گفتگو باید منجر به آرامش شود
» هدف از دعا کردن چیست؟
» چرا جدل حرام است؟

اگر قرار است دوستی میان ما مردم و یا میان ما و خدا پایدار بماند، اصولی لازم است که باید رعایت شود:
1. پارادایم مسلط برای انتخاب دین چیست؟
2. اصل تئوری عفو.

در جلسه قبل راجع به دین اخلاقی یا اخلاق دینی توضیحاتی داد شد. اگر قرار باشد دینی را انتخاب کنیم باید ببینیم کدام یک از ادیان اخلاقی‌تر است؟ منظور این نیست که اخلاق در رتبه بالاتری از دین است؛ اخلاق یکی از خصوصیات است. باید دید کدام یک اخلاقی‌تر است؟ و کدام اخلاق مد نظراست؟ اخلاقی که مقصد یا غایت محور است یا اخلاقی که تکلیف محور است؟ اخلاق‌ مکتب‌های مختلفی دارد. اخلاقی که مدنظر ماست، اخلاقیست که دوستی محور است؛ یعنی اخلاقی که باعث دوستی بیشتر میان خلق و خدا می شود. بهترین دین، دین اخلاقی است. منظوراین نیست که دو نفر شیعه بحث کنند راجع به اینکه دین اولویت دارد یا اخلاق؟ یک نفر می‌خواهد ازبیرون دینی را انتخاب کند. بهترین دین، دینی است که اخلاقی باشد و بهترین مکتب اخلاقی، اخلاقی است که به دوستی بیشتر منجر شود. همچنین برای پایداری بیشتر روابط دوستانه اصل تئوری عفو توضیح داده شد.

در ادامه دیگر اصول فلسفه دوستی را بررسی می کنیم.
3. صلح.

» عدالت در روابط دوستانه جایگاهی ندارد
یکی از مواردی که میان ما مردم و میان ما و خدا باید رعایت شود، رعایت اصل صلح به عنوان یکی از اصول دوستی است. «للّهم عاِملنا بِفَضلِک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک» جایگاه عدالت در دوستی کجاست؟ عدالت در دوستی یک ضعف است؛ در روابط دوستانه فضل باید حاکم باشد. حتی عدالت در دوستی نهی شده است «وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک» دوست نشده‌ایم که با عدالت با یکدیگر برخورد کنیم.

در دعوای زن و شوهر می‌گویند: آیا این عادلانه است؟ اصلا قرار نیست که عادلانه باشد؛ مگر محکمه قضاوت است که به دنبال عدل می‌گردید؟ عدالت باید در قوه قضاییه حاکم باشد؛ در دوستی و محبت باید فضل حاکم باشد. همان توقعی که ما از خداوند داریم؛ زمانی که ما به خدا می‌رسیم، می‌گوییم «اَللّهم عاِملنا بِفَضلِک». این دعا در خصوص دوست هم صدق می¬کند. در روابط دوستانه باید فضل حاکم باشد و نه عدل. زمانی¬که عدل حاکم باشد، اگر حرف تندی شنیدی، باید بر اساس عدالت یک حرف تند هم جواب بدهی!

می گویند به ما ظلم شده است، ظلم میان چه کسانی؟ ظلم یک آدم در حق آدم دیگری؟ یا ظلم میان دو حکومت؟ یا منظور این است که یک دوست در حق تو ظلم کرده است؟ دوست نمی‌تواند ظلم کند! اگر ظالم است پس دوست تو نیست. ممکن است اشتباه کرده باشد یا زیاده روی کرده باشد و یا کوتاهی کرده و...! چطور ممکن است شکایت کنی از دوستت، خانواده‌ات یا همسرت که او به من ظلم کرده‌ است! این شخص زمانی که به خدا هم می‌رسد، می گوید در حق من ظلم شد. خداوند نمی‌تواند ظلم کند، ظلم از صفاتی است که اصلا در خداوند وجود ندارد. میان ما و خداوند تبارک ‌و تعالی فضل حاکم است، میان ما و دوستان مان نیز باید فضل حاکم باشد. عدلی در کار نیست که ما به دنبال ظلم می‌گردیم!

آیا خوب است عادلانه رفتار کنیم؟ در دعا می گوید «وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک»! یکی از اصول اساسی دوستی این است که ما به دنبال عدل نگردیم. فردی به خانه دوستش می¬رود و یک نیم سکه هدیه می¬دهد؛ اگر بنا به عدل باشد، تو هم باید یک نیم سکه به او هدیه بدهی! امام صادق(ع) می فرمایند: در ارتباط¬ها اگر گفت «سلام» تو بگو «سلام ‌علیکم»؛ اگر گفت «سلام‌ علیکم» تو بگو «سلام‌ علیکم و رحمة الله» یعنی عبارتی را به آن اضافه کن. مردم باید در ارتباطاتشان یاد بگیرند اگر خوبی دیدند، عادلانه رفتار نکنند بلکه در جواب چیزی به آن اضاف کنند.

» راز عمیق تر شدن دوستی ها
ربا حرام است؛ اما اگر پول قرض گرفتی، زمان پس دادن پول یک هدیه هم روی آن بگذار. از طرفی هم اگر خواستی پول قرض بدهی، اگر از شما صدهزار تومان خواست، صد‌وده‌هزار تومان به او بده. به اندازه ای که از تو درخواست می شود به دوستت نده، بلکه بالاتر از آن را بده. زمانی که انسان‌ها عادت کنند در دوستی‌ها عادلانه برخورد نکنند، دوستی عمیق تر می شود. محبت می‌بیند، دو برابر جواب می‌دهد؛ دوباره دیگری چهار برابر جواب می دهد، طرف مقابل هشت برابر جواب می دهد و...! چه می‌شود که عشق ها سرد می‌شود؟ چون عادلانه برخورد می‌کنند. در ازدواج هم از ابتدا به دنبال حقشان می‌گردند! کسی که در زندگی به دنبال حق می‌گردد، مقصودش این است که من یک زندگی عادلانه می‌خواهم. ثابت کردن حق به این سادگی نیست، حالا بروید حق را ثابت کنید! اما کسی که زندگی را با فضل شروع می‌کند به دنبال حقش نمی‌گردد و حق طرف مقابل را هم نمی‌دهد بلکه بالاتر از آن را می‌دهد. اینگونه رفتارها دوستی‌ها را بسیار عمیق می‌کنند چون اصلاً در دوستی به دنبال حقشان نمی‌گردند. پیامبراکرم(ص) در دوستی با خدا هیچ وقت به خدا نگفت حق مرا بده! به دنبال عدل نبود. همه معصومین هیچ گاه در محبت‌هایی که به اصحابشان می‌کنند، برخورد عادلانه نداشته‌اند.

» هرجا دیدید در حال ناامید شدن هستید به سراغ فضل خدا بروید
دامنه فضل هم بی‌نهایت است. مثلاً ذکر شده است که اگر دو رکعت فلان نماز را بخوانی و توبه کنی، خداوند برای این دو رکعت کوهی از آتش را خاموش می‌کند! شخصی چهارسال گناه حق الله کرده است الان دو رکعت نماز می خواند که نهایتا ده دقیقه زمان می برد؛ البته این موضوع راجع به حق الناس صدق نمی کند. چنین روایت هایی با عقل جور در‌نمی آید؛ در حقیقت یعنی به عدل جور در نمی‌آید و این یعنی تو خداوند را نشناخته‌ای! با همین دو رکعت نماز همه گناهان را می بخشد؟! بله، فضل است. فضل الهی بی‌نهایت است؛ می‌تواند با دو رکعت نماز همه گناهان را محو کند، یا با یک «یا الله» و حتی با یک نیت، هزاران کوه پر از گناه و آتش را از هزاران نفر محو کند! لذا خداوند در برخورد با خلق در قرآن کریم کلمه «یشاء» را بسیار به کار برده است. «یَشاء» به معنای «دلش می‌خواهد»! «یَهدی مَن یَشاء» یعنی هرکس که دلش بخواهد! چرا فلانی را هدایت کردی اما من را هدایت نکردی؟ چون در دامنه عدل نیست، تو با عقلت به دنبال عدل می‌گردی درحالی‌که قاعده ما فضل است. این شخص را هدایت کردم چون دلم می‌خواهد. به همین دلیل اولیاء خدا به ما تذکر می‌دهند که فکر کردن به فضل خدا جزء فکر‌های ممنوع است و نباید در آن عمیق شد؛ البته جزء فکرهای ممنوع شرعی نیست. مثلا تفکر درمورد ازل و ابد از فکرهای ممنوع شرعی است؛ چون به نتیجه نمی رسی و ضرر دارد.

هرجا دیدید در حال ناامید شدن هستید به سراغ فضل خدا بروید. در حالت عادی اگر به سراغ آن بروید، معلوم نیست درنهایت چه نتیجه ای داشته باشد! چون ظرفیت آن را ندارید. روایت است از قول امام ‌صادق(ع) در رابطه با پیامبران بنی‌اسرائیل که می‌فرمایند: زمانی که آن شیخ به دِهی وارد می‌شد، مردم بر گردش هیاهو می‌کردند و از او التماس دعا داشتند. آن شیخ با الهام با خداوند صحبت می‌کرد؛ خداوند به او خطاب کرد: آیا می‌خواهی پرده را کنار بزنم تا خلق از گرد تو دور شوند؟ در جواب به شوخی گفت: آیا می‌خواهی به مردم از رحمتت بگویم تا هیچ کس در هیچ وقت دیگری تو را عبادت نکند؟ خدا هم جواب شوخی او را داد و گفت: ای شیخ نه تو بگو و نه من می‌گویم! فکر کردن به فضل خداوند ظرفیت می‌خواهد، گاهی اوقات ظرفیتش را نداریم و فکر می‌کنیم به بهانه فضلش داریم از خدا دور می‌شویم.

درست است که دینداری سخت نیست؛ اما عده‌ای مدام می‌گویند دینداری به این نیست! چشم. به آن چطور؟ به آن هم نیست! باز هم چشم. دینداری به حجاب، ظاهر، خیرات، روزه، زمین، هوا و... هم نیست! چشم. بالاخره دینداری به چه چیزی هست؟! بالاخره باید یک کاری انجام بدهیم که بگوییم دیندار هستیم! «مِی بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن». مردم آزاری نکردن درست! چکار باید بکنم؟ «نکن‌ها» که نشان دهنده دین‌داری نیست، بالاخره یک کاری هم باید انجام بدهم! کار انجام شده می‌شود «می و منبر» و کار انجام نشده می‌شود «مردم¬آزاری»؛ این دین داری است؟ گاهی اوقات اگر زیاد به فضل خدا فکر کنی و در آن عمیق شوی، ممکن است متاسفانه شیطان از همین بهانه استفاده کند و انسان را فریب دهد.

» دو ترفند شیطان برای خارج کردن انسان از صراط مستقیم
شیطان دو کار می‌تواند انجام دهد:۱- کبر ۲- ناامیدی. شیطان برای اینکه بشر را از صراط مستقیم خارج کند، دو کار بیشتر نمی‌تواند انجام دهد؛ یا تو را به عبادت متکبر کند و یا از عبادت ناامید کند. اگر به فضل فکر کنی و ناامید شوی، توطئه شیطان است و اگر دچار کبر شوی و اثری از عبادت و عمل در زندگیت نماند و احساس کنی ایمن از عذاب خدا هستی، این هم توطئه شیطان است! حرکت میان ناامیدی و کبر کار چندان سختی نیست؛ مثل باریکی فاصله خوف و رجا نیست، فاصله ناامیدی و کبر بسیار زیاد است. مثل یک اتوبان می‌ماند اگر دیدید در حال ناامید شدن هستید سراغ فضل خدا بروید و اگر می‌بینید متکبر می‌شوید سراغ عدل خداوند بروید؛ اما خداوند به تو کاری ندارد، با فضلش برخورد می کند!

4. اصل صفح.
روایت زیبای امام صادق(ع) را زیاد با خود تکرار کنید که می‌فرمایند: به زمینیان رحم کنید تا آسمانیان بر شما رحم کنند. شرط این است. سه کلمه در ادبیات قرآن کریم وجود دارد که روش برخورد خدا با دوستانش را بیان می¬کند: ۱-عفو ۲-صفح ۳- غَفر است.

«عفو» یعنی: زمانی که خداوند تبارک و تعالی به خطایی از دوست رسید، دوست را می بخشد و او را مواخذه نمی‌کند. «الهی العفو» یعنی خطای مرا ببخش و در دنیا و آخرت مواخذه و حساب و کتاب نکن. خداوند تبارک و تعالی برخی از گناهان را عفو می فرماید؛ یعنی می بخشد و مواخذه هم نمی کند. در لیست سوالاتی که قرار است از تو پرسیده شود، نیست.

» در قاعده صفح، گناه حتی ثبت نمی شود
«صفح» به معنای ورق زدن است، ورق زدن دفتر خاطرات. به عنوان مثال امروز قرار شنبه های پاک بوده است، من حواسم نبوده و در آن روز گناه کرده ام؛ خداوند شنبه را ورق می‌زند و به سراغ یکشنبه می‌رود! یعنی در قاعده صفح، گناه اصلا ثبت نمی¬شود که بخواهد ببخشد و بعد پاک کند. صفح برای چه کسانی به کار می‌رود؟ کسانی که گناه برای آن¬ها برنامه‌ریزی شده نیست. بنا نداشته در روز شنبه گناه کند؛ اما پیش آمده است. بنا ندارد هر روز گناه کند، یک روز پیش می آید. هر ساعت در برنامه‌اش گناه کردن نیست. خداوند تبارک و تعالی در این مواقع صفح به¬کار می¬برد. یکی از هم خانواده‌های صفح «مصافحه» به معنای «با هم دست دادن» است.

» مصافحه یعنی نادیده گرفتن ناراحتی هایی که میان ماست
امام صادق(ع) می‌فرمایند: زمانی که دو مومن با هم مصافحه می‌کنند و دستشان در دست یکدیگر قرار می‌گیرد، با بازشدن دستانشان، کل گناهانشان بر زمین می‌ریزد! برخی گمان می‌کنند مصافحه به این معناست که کف دست روی هم قرار بگیرد؛ درحالی که در مصافحه باید یک عمل ذهنی هم اتفاق بیفتد. مصافحه یعنی طرفین نسبت به یکدیگر صفح می کنند. زمانی که با دوست دست می دهم، هرآنچه می دانم را انگار نمی‌دانم و در واقع آن را ورق زده‌ام. زمانی که دو نفر با هم مصافحه می‌کنند؛ یعنی ناراحتی ها و ناملایماتی که از هم داشته اند را فراموش می‌کنند، خداوند می‌گوید: بنده‌های من در زمین اینگونه با هم رفتار می‌کنند من در آسمان قطعاً صفح می‌کنم؛ به همین دلیل است که گناهانشان می‌ریزد. مصافحه یعنی وقتی با تو دست می دهم، هر چه در ذهنم از تو منفی است، ورق می‌خورد.

اعمال دینی تابلوی یک محتوا هستند. مصافحه ای که محتوای ذهنی پشت آن نباشد، مصافحه نیست. زمانی که محتوا اتفاق بیفتد، طبق روایات ریخته شدن گناه نیز اتفاق می‌افتد. اگر پس از مصافحه همچنان ناراحتی ها را در ذهن داشته باشی، بخشش گناهان اتفاق نمی افتد. مثلاً ۲۸ سال پیش مادر شوهر به عروس چیزی گفته است؛ امروز یک بحثی پیش آمده و آن حرف را بعد از ۲۸ سال یادآوری می‌کند! چنین افرادی شب اول قبر گیر می افتند. تو که مو را از ماست می کشی، این پی را به تنت بمال که مو را از ماستت بکشند. اگر صفح ‌کنی در آنجا هم با تو با صفح برخورد می‌شود و اگر در اعمال اطرافیانت ریز می شوی، نکیر و منکر هم در اعمال تو ریز خواهند شد. چقدر باید این حرف‌ها گفته شود تا آدم‌ها باور کنند؟ و باور کنند که این مسائل  از صدهزار زیارت کربلا و سی صدهزار هیئت و چهارهزار رکعت نماز و... بیشتر کاربرد دارد!

» سنجش ایمان بر اساس میزان انسانیت
دائم به دنبال ذکر است، نگران است چرا دعای ابوحمزه کامل خوانده نشد و شب قدرش خراب شد! اعمال اُم داوود اعتکاف را کامل به جا نیاوردم، اعتکافم خراب شد! باید خودت را درست کنی! امام صادق(ع) می‌فرمایند: برای نمره دادن به ایمان مردم به طول رکعت نماز، ذکر و... نگاه نکنید، ببینید چقدر انسانیت دارند؛ چقدر اهل عفوند؟ چقدر اهل صفح ‌هستند؟ خدای کریم اِبا دارد کسی را از خودش کریم‌تر ببیند. تو اگر گناه کوچک دوستت را صفح کنی، خداوند تبارک و تعالی به خاطر حرمت این موضوع و به این دلیل که عفو و صفح تو با خداوند تبارک و تعالی قابل مقایسه نیست، ممکن است ساکنان کل کره زمین را ببخشد!

خداوند وحشتناک در عفو و صفح مشتاق است! جوانی که نیمه شب به خاطر من از خواب ناز می‌گذرد و سرش را رو به آسمان می‌کند و می‌گوید «الهی العفو»، خدا به فرشته‌ها می‌گوید: بروید عرش را چراغانی کنید! چقدر «الهی العفو» ندیده است این خدا! به شدت خداوند در عفو و صفح مشتاق است. این درحالی است ¬که صفح درجه دوم از رحمت خداست که در قرآن کریم معرفی شده است. درجه بعدی «غَفر» است!

5. اصل عفر.
«رَّب اغْفِرْ لی وَ لِوَلِدَی وَ لِمَن دَخَلَ بَیْتیَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ رَّب ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانی صغِیراً» پروردگارا پدر و مادر مرا ببخش و عفو کن؛ چون مرا بزرگ کرده اند. پدر چون زحمت کشیده ‌است و مادر چون شیر داده؛ یعنی دو مخلوق به مخلوق دیگری رسیدگی کرده اند، بدون هیچ دلیل دیگری! درحقیقت خداوند از ما خواسته که اینگونه دعا کنیم.

» غفر اوج  محبت خدا در بخشش انسان هاست
«غفر» به این معناست که نه تنها صفح می‌کند ورق می زند که نبیند بلکه دوستت دارد و می‌پوشاند! نه خودش می‌بیند و نه می‌گذارد کسی ببیند، ضمن اینکه تو را دوست دارد! امام باقر(ع) می‌فرماید: هیچ کس وجود ندارد که بتواند مخزن اسرارش را در سینی بگذارد و روی سر در شهر بگرداند. زمانی که غفران می‌کند، حتی خطاهایی که شرم داری به خودت یادآوری کنی را هم رد می‌کند و دوستت دارد!

غفر در دوستی های میان ما بسیار مهم است. برخی از مومنین وقتی خطایی از مومن دیگری برملا می‌شود درحالی که خودشان هم دخیل نیستند، قند در دلشان آب می‌شود! اگر خودشان در آن آبروریزی دخیل باشند که دیگر هیچ! شیطان با ما چه کرده است؟! برای زمین خوردن مومن دیگری خوشحال می شوند! به عنوان مثال بنده منبری هستم، می‌شنوم شخص منبری دیگری در آن طرف کشور اشتباهی مرتکب شده است، خوشحال می‌شوم! دیدید گفتم فقط من متقی و آدم حسابی هستم؟ این هم از آقای فلانی! چنین افرادی قطعا جهنم را مزه می‌کنند. خداوند تبارک و تعالی به¬شدت از افرادی که برای آبروی ریخته دیگری قند در دلشان آب می‌شود، بدش می آید؛ حتی اگر بازگو نکند و پخش نکند، فقط در دلش شاد شود. پست‌تر از این آدم نمی‌توان یافت که به دلیل ارتکاب دیگری به گناهانی که خودش هم انجام می‌دهد، خوشحال شود!

دومین گروه از مومنان که بدتر از گروه اول هستند، کسانی‌ هستند که این فاحشه عَلَم شده را باز می‌کنند که به دیگران بگویند: اگر ما بد هستیم، دیگران از ما بدترند! کسانی که اهل بازگو کردن و پخش کردن آبروهای ریخته شده هستند، کسانی‌ هستند که خودشان دچار مشکل شده اند؛ اما برای اینکه اطرافیانشان را ساکت کنند، خطای دیگران را بازگو می کنند. مثلا شوهر به زن می‌گوید چرا به من اهمیت نمی¬دهی؟ فلانی زنش را می‌زند!

در صحبت کردن های خود خیلی مراقب باشید؛ خوف این را داشته باشید که این همه عبادت را از بین ببرید. غیبت و تهمت را به شوخی گرفته‌ایم! هرچه خوبی کرده‌ای به او داده می¬شود و بدی‌های او در پرونده توست! چه کسی را سرزنش می کنی؟ از آقای بهجت پرسیدند: تقوا چیست؟ ایشان سه بار در دهان خود زدند! تقوا این نیست که یک فشار جنسی بیاید و خودت را حفظ کنی، این لغزش است. تقوا این است که با اختیار خودت و بدون هیچ فشاری پرونده‌ات را آتش نزنی! اصل غفران خدا به متقین تعلق می‌گیرد.

6. هنر گفتگو.
گفتگو هنر بسیار خوبی است؛ معاند را تبدیل به مخالف می‌کند، مخالف را تبدیل به همراه یا حداقل بی تفاوت می کند. گفتگو یک هنر است و خیلی از مشکلات را حل می‌کند. آدم‌ها باید بتوانند با هم حرف بزنند و همدیگر را تحمل کنند. هنر گفتگو نیز از اصول دوستی است. زمانی که کدورت میان دوستان ایجاد می شود، گفتمانشان با هم کم می‌شود؛ در نتیجه کدورتشان زیاد می شود. زمانی که کدورت زیاد شود، فاصله‌ها زیاد می‌شود و با زیاد شدن فاصله دوباره گفتگو کمتر و کدورت بیشتر می‌شود؛ درنتیجه به ¬مرور زمان فاصله‌ها و کدورت‌ها  زیادتر و زیادتر می‌شود. به طور کلی انتهای گفتگو نکردن، جنگ است.

» گفتگو باید منجر به آرامش شود
گفتگو نیز اصولی دارد که در زمان دیگری به آن خواهیم پرداخت. شرایط طرفین گفتگوها چه باید باشد؟ ذهنیت چه باید باشد؟ چگونه باید شروع شود و به اوج برسد؟ چگونه مدیریت شود و درکجا ختم شود؟ زمانی¬که کشتی گفتگو را به دریا می‌اندازی، از همان ابتدا باید لنگر کافی برای آرام گرفتن در ساحل را تعبیه کرده باشی. اصل گفتگو این است که انسان‌ها با یکدیگر راجع به مشکلات و... صحبت کنند. هنر اصلی مشاور این است که طرفین را به حرف زدن وادار می کند و آن‌ها را به ساحل آرامش می‌رساند. گفتگوی میان دولت ها، ملت‌ها، تمدن‌ها و... هم همین است؛ یعنی باید ساحل آرام را از قبل در ذهن خود تعبیه کرده باشید. طرفین باید شرایط گفتگو کردن را داشته باشند و قبول کنند که در برابر یکدیگر کوتاه بیاید.

» هدف از دعا کردن چیست؟
وجه دیگر گفتگو، گفتگو با خداست. چرا باید دعا کنیم؟ چون دعا گفتگو با خداست. چرا باید نماز بخوانیم؟ چون گفتگو با خداست. گفتگویی که خودمان متوجه نمی شویم، چه سودی دارد؟ گفتگو کردن قدم اولی است که برداشته‌ای؛ قدم دوم متوجه شدن است. اگر قدم اول را هم انجام ندهی، هیچ قدمی بر‌نداشته‌ای. هدف خداوند این است که ما به گفتگو عادت کنیم؛ زمانی که عادت کردیم، کم کم این گفتگو محتوا می‌گیرد. درنهایت متوجه می شوی که خودت هم نمی دانستی حرف دلی که با خدا می‌گویی چقدر مهم است! در صحیفه زمانی که گفتگو امام سجاد(ع) با خدا را می‌خوانیم و خودمان را جای امام می‌گذاریم، می‌فهمیم که چه مشکلاتی را می‌توانستیم با گفتگو حل کنیم! چقدر این دعاها از جمله دعای شعبانیه زیبا شروع می‌شود و چقدر زیبا ختم می‌شود. زمانی که امام دعا را شروع می کند «إِلَهِی لا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ» از همان ابتدا می داند که باید کجا ختم کند. اگر در دعا ابوحمزه شما را در اوج به وحشت قبر و قیامت می‌برد، برنامه آخر را تنظیم کرده است. دعا باید اینچنین شروع شود، در اینجا اوج بگیرد و در آخر هم به اینجا ختم شود؛ بنابراین می بینید دعا با آرامش به پایان می رسد. ماحصل گفتگو باید آرامش باشد.

» چرا جدل حرام است؟
در دین مسئله ای را موازی با گفتگو معرفی کرده‌اند که حرام است و آن را «جدل» نامیده‌اند؛ جدل حرام است. امام صادق(ع) می‌فرمایند: کسی که برای رسیدن به هدفی بدون توجه به حق بحث می کند، خدا او را نمی‌بخشد، خدا او را نمی‌بخشد، خدا او را نمی‌بخشد! او به دنبال حق نیست، تصمیمی را گرفته و هر طور شده می‌خواهد آن را جا بیاندازد! شاید ما زشتی جدل را متوجه نمی شویم. سه بار امام صادق(ع) تاکید می کنند که خدا او را نمی بخشد؛ هم کسی که جدل می‌کند و هم کسی که به آن جدل پاسخ می‌دهد. تو که می دانی دارد جدل می کند، بگو: شما درست می فرمایید، خداحافظ شما! همچنین امام برای اینکه دلیل بخشیده نشدن جدل مفهوم شود، در ادامه می‌فرمایند: خداوند زانی را می‌بخشد، دزد را می‌بخشد، قاتل را می‌بخشد اما او را نمی‌بخشد! چرا؟ چون جدل شکاف اجتماعی ایجاد می‌کند. گسلی است که یک کشور را از هم جدا می‌کند و کشور را به دو قسمت تقسیم می‌کند. در نتیجه هنر گفتگو این است که به جدل نکشد. سرانجام گفتگو چیست؟ یک بحث دو نفره یا چند نفره‌ای که تنظیم می‌کنیم تا در آخر به آرامش و دوستی بشر و رفع سوءتفاهم‌ها برسد.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات